تبليغاتX
com
بخونید بعد دوباره منو اذیت کنید به شما هم می گن دوست ؟!؟ قهوه ای به این قشنگی! حالا در آینده بیشتر راجب این قضیه صحبت می کنیم البته اگر مایل باشید ؟!؟

اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.

به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد
.

شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد
.

رنگها روح دارند و زنده اند و بدانید که رنگها کلمه اند و همچون کلمات سخن می گویند : از نهان سبز جنگلها ،از رازآبی آسمان و دریاها از شفافیت و زلالی قطرات باران و از پاکی سفید برف ، اما باید بگویم نه از طبیعت ، بلکه رنگها از روح آدمی و نیز دنیای پر راز و رمز انسان سخن می گویند.

رنگ زندگیست زیرا بدون رنگ در دنیایی مرده خواهیم بود . همانگونه که شعله، نور را ایجاد می کند . نور هم سبب دیدن رنگهاست . رنگها فرزندان نورند و نور مادر رنگهاست نور بی رنگ تاریکی بی رنگ است ، رنگ ماده ای است که دارای انرژی نورانی مملو از انبساط است . رنگ های خالص اغلب مانند جواهرات که در تاریکی میدرخشند درخشش دارند.و نیز رنگها نیروهاو انرژی های درخشندهای هستند که چه آگاه و چه نا خودا گاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهد داشت

رنگها چنان افکار و احساسات عمیقی را القاء میکنند که گاهی حتی با چشم هم دیده نمیشوند ،بلکه فقط با چشم دل احساس می شوند. بنابراین قدم نهادن به این وادی نیز بدون عبادت خالق (( نور آسمانها و زمین )) و بدون انسان شدن میسر نیست.

فقط کسانی که عاشق رنگ هستند می توانند زیبایی و کیفیت ذاتی آن را درک کنند . رنگ مواهب خود را به همه تقدیم می کند ولی رموز و اسرار پنهان خود را فقط برای علاقمندان واقعی آشکار می سازد .          

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط سارا | 
ای یوسف خوش نام ما خوش می​روی بر بام ما    ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما    ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما    ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما   در گل بمانده پای دل جان می​دهم چه جای دل     ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ماجوشی بنه در شور ما تا می​شود انگور ماآتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ماپا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ماوز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط سارا | 

در هسته مرکزی وجود تو هرچه بگذرد بر محیط پیرامون تو اثر می گذارد. اگر خانه تو تاریک باشد، درها و پنجره هایت نیز تاریکی را نشان خواهند داد و اگر در درون شمعی روشن کنی، نور آن از درها و پنجره ها به بیرون خواهد تابید. کسی که که در جنگلی دوردست در تاریکی راه خود را گم کرده، آرامش خواهد یافت و راهی به سوی تو پیدا خواهد کرد . اما اگر خانه تو تاریک باشد، نخواهد توانست آنجا را بیابد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط سارا | 

الان که دارم این پست را می ذارم نمی دونم به روبروم نگاه کنم یا به آسمان ؟!؟  آخه اینجا کنار پنجره گاهی نور با هیبتی میاد و منو ... !

 از بچگی تا همین امروز بر خلاف اکثریت عاشق هیبت رعد و برق بودم و ازش نمی ترسیدم بلکه همیشه از شنیدن صداش لذت می بردم و البته گاهیم به عظمتش حسودی می کردم  ، اما امروز این جناب هیبت هر چی ذخیره ، ذخیره کرده بودم delete کرد.  انگار به من نیومده این کتاب ساختار فایلها را به سرانجام برسونم! پس بیخیال درس ( مثل همیشه )، رفتم کنار پنچره و به بیرون نگاه کردم :

 شهرغرق در آب بود  و مردم در فکر پیدا کردن راهی بودن تا عمق آب کمی پایینتر از زانوشون باشه و هر از گاهی هم که صدای رعد و برق به گوش می رسید ... ( ببخشید این صحنه را ندیدم چون خودم از کنار پنجره فرار می کردم ، اما می تونم تصور کنم چه اتفاقی می افتاد )! بنده های خدا قیافشون دیدنی بود من که اصلا دلم نمی خواست جای آنها باشم .

فقط  آنفولانزای نوع A کم بود از امروز یک سرماخوردگی  فاقد نوع هم میاد حالا کی می تونه اینا را از هم تشخیص بده ؟!؟    

   

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آبان1388ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط سارا | 

بعد از مدتها آمدم تا پستی بذارم کلی تو مطالبم گشتم اما دیدم همه دیگه اینا را میدونند، پس بهتر دیدم از این روزا و این دنیای کوچک بگم:

از این دنیایی که یه روزش شادی و یه روزش غم (خدا را شکر که فعلا واسه ما روزای شادیه)! با یک نگاه خیلی بزرگه اما وقتی خوب ببینیش میبینی چیزی نیست حتی از قلبت کوچیکتره ! خلاصه اینکه تو این دو روز دنیای کوچیک باید فقط شاد و ساعی زندگی کنی تا موفق باشی مثل اینروزای ما ، مثل روزی که از شدت خستگی و بیخوابی پس از یک هفته مدام تصادف می کنی و میری تو شکم مردمتا روزی که از شدت خوشی با دوستان ( به خصوص دوستای دی ماهی) شب از شدت خنده خوابت نمی بره یا از بعضی چیزا عذاب وجدان میگیری ! حالا اینا یه طرف ، دیدن و شناختن کسی که مثلا نمیشناسیش اما خیلی میشناسیش  هم یه طرف . جالبه آدم و عالم می خوان یکیو به تو بشناسونن اما یه دفعه میبینی خودت اونو بیشتر از بقیه میشناسی و بعد هم متحر میشی ، هم خندت میگیره و هم فکر کوچیکی دنیا رهات نمی کنه !!!!!! تا اینکه آقا صدرا میاد میگه آجی جون سایا این شیه ، بیا ... دارم و اینجاست که دنیای کوچیک رهات می کنه و تازه می فهمی که وای ی ی ی  کلی کار دارمو باز اینجام .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط سارا | 

آيا مي توان با فرمت كردن درايو Flash به حالت NTFS، سرعت آن را افزايش داد؟ ممـكن اسـت شنيـده باشـيـد كه فـرمـت NTFS عـملكرد درايـو USB Flash را بهبود مي بخشد. در بـسـياري بـررسي هاي انجام شـده، بـه ويـژه كپي كـردن فايل هاي كوچك در درايو USB، اين موضوع ثابـت شـده است و در اغلب موارد فرمـت NTFS بر FAT پيـروز بـوده اسـت، اما اشكالي در اين خصوص وجود دارد و آن عدم سازگاري است. سيستم هاي داراي ويندوز ،۲۰۰۰ XP يا ويستا مي توانند اطلاعات يك درايو NTFS را بخوانند و روي آن درايو، اطلاعاتي بنويسند؛ حتي بسته به پيكربندي سيستم، ممكن است بتوانيد از اين درايو در سيستم هاي داراي سيستم عامل مـكينتاش يا لينوكس استفاده كنيد، اما آيا مي توانيد به پيكربندي كامپيوتر سـاير افـراد اطمينان داشتـه باشتيد؟ وينـدوز ۹۸ و Me را نيز نبايد فـرامـوش كـنيد. 10 برابر سريعتر اما هـر كامپيوتـري كه داراي يك پـورت USB اسـت مي تـواند فرمت FAT و FAT32 را بخواند. مشكل ديگر اينكه، علت سرعت بالاتر NTFS آن است كه اطلاعات را در حافظه Cache مي نويسد؛ البته اين موضوع اصولاً بـراي رسانه هاي قابل جابه جايي خطرناك نيست. اما اگر درايو USB با قالب NTFS فرمت شده باشد، اگر پيش از نمايش پيغام Safe to Remove آن را از دستـگاه جدا سـازيد، احتمال بروز مشكل بيشتر خواهد بود. اگر عملكرد درايو بـراي شما بيش از سازگاري اهميـت دارد، در ادامه شيوه تغيير فرمت درايو را شرح خواهيم داد: ۱- در Windows Explorer روي درايـو Flash كليـك راسـت كرده و گزينه Properties را انتخاب كنيد. ۲- روي زبانه Hardware كليك كرده و از ليـست درايوها، درايو Flash خود را انتخاب كنيد. ۳- روي دكـمه Properties كليك كنيد. ۴- در كادر مـحاوره اي ظـاهر شـده، روي زبـانه Policies كليك كنيد. گـزينه Optimize for performance را انـتخاب كرده و دوبـار روي OK كـليـك كنـيد. ۵- مـجدداً روي درايـو Flash كـليـك راسـت كـرده و گـزيـنه Format را انتخاب كنيد. ۶- در مـنـوي كـشـويـي File System، گـزيـنـه NTFS را انـتـخـاب كـرده و روي Start كـليـك كـنيـد. از منوي كشويي، گزينه NTFS را انتخاب كرده و روي Start كليك كنيد تا درايو شما فرمت شده و عملكرد بهتري داشته باشد. اگر ويندوز قادر به تشخيص درايو USB نباشد، چه بايد كرد؟ عدم تشخيص درايو USB توسـط وينـدوز مـمكن اسـت دلايل بسياري داشته باشد. ابتدا بايـد اطمـينان حاصل كنيـد كه آيا اين مشكل مربوط به آن درايو يا پورت خاص است يا خير. بدين منظور درايو خـود را به يك پورت USB در كامپيوتر ديگر متصل كنيد. برخي از پورت ها (به ويـژه پـورت هاي موجود در جلوي كامپيوتر) نسبت به بقيه بـد قلق تر هستند. سپس آن درايو را در يك كامپيوتر ديگر امتحان كنيد. اين آزمايش ها به شما نشان مي دهند كه آيا درايو شما دچار مشكل است يا پورت كامپيوترتان دچار اشكال شده است و يا مشكل ديگري وجود دارد. اين يك مشكل واقعي اسـت. در اين حالـت بهتر اسـت درايور مربـوط به درايو USB خود را از حالت نـصب خارج ساخـته و مجدداً نصب كنيد. نصب درايورهاي USB بسـيار آسـان است، زيرا آنها در خود درايوها وجود دارند، بدين منظور مراحل زير را انجام دهيد: ۱- درايو USB را به سيستم متصل سازيد. ۲- اگر از ويندوز XP استفاده مي كنيد، روي Start و Programs كليك كرده و سپس روي My Computer كليك راست كنيد. حال گزينه Properties را انتخاب كنيد. روي زبانه Hardware كليك كرده و سپس دكمه Device Manager را انتخاب كنيد. در ويندوز ويستا، روي Start كليك كرده و عبارت Device Manager را تايپ كنيد. سپس كليد Enter را فشار دهيد. ۳- سپس نام درايو خود را از فهرست Disk drives بيابيد. ۴- روي نام درايو خود كليك راست كرده و گزينه Uninstall را انتخاب كنيد. با كليك روي OK عمل خود را تائيد كنيد. ۵- حال درايـو USB را از سـيستـم خود جدا ساخـته و سـپس مجدداً آن را به سيـستم مـتصل كنيد. در ايـن حالـت درايـورها به صورت خودكار مجدداً نصب خواهند شد. ويندوز ويستا مـشكلاتي مـخصوص به خـود دارد كه مانـع از شـناساـيي درايـوها در بـرخي شـرايـط خـاص (به عـنوان مـثال، اگـر كامـپيوتـر در حالـت خـواب يـا Hibernate باشـد) مي شـود. مايكروسافت يك بـرنامه ترميمي با نام KB941600 عرضه كرده است كه اين مشكل را برطرف مي سازد. مي توانيد اطلاعات بـيشتري را در خصوص اين برنامه ترميمي در سايت مايكروسافت مطالعه كنيد. همچنين مي توانيد نسخه ۳۲ بيتي آن را از سايت download شركت مايـكروسافت (واقـع در آدرس www.microsoft.com/downloads) دريافت كنيد. اگـر زمـاني كـه قصـد نـصب ايـن فايـل را داشـتـيـد، با پـيـغام does not apply to your system روبه رو شديد، بدين معناست كه قبلاً آن فايل را روي سيستم خود نصب كرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 7:52 بعد از ظهر  توسط سارا | 
تولد تولد تولدش مبارک

امروز تولد عشق منه آقا صدرای من ۳ ساله شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 4:19 بعد از ظهر  توسط سارا | 

تابستان هم داره بار خودشو می بنده و میره اما امسال داره خیلی زودتر میره! با این بارون که منو کلافه کرده آخه مصادف شده با کارای من و هر روز از من موش آبکشیده می سازه می فرسته خونه!

خلاصه تابستان هم واسه من داره پر(فتحه بده) میشه دیگه باید شروع کنم به درس خونی و به خاطر ماه رمضان هم که کوه تعطیله حیف !!! من که واسه تفریح ناراحت نیستم چون علاقه بسیاری به یادگیری دارم و از آموزش زبان گیلکی در فضای باز محروم شدم ناراحتم (دوستان در جریانند) مثلاً الآن کلی اصطلاح مهم یاد گرفتم که حتماً روزی بدردم می خورند که جالبترینشون واژه آلخ است (قابل توجه دوستا یاد بگیرین خسیس نباشید و از آموزش غافل نشید از دوستای جدیدم یاد بگیرید) و دیگه اینکه دایی دختر و پسر همه رفتن تهران دیدی میگم تابستان دیگه پر! با تمام اینا احساس میکنم اصلاً استراحت نکردم از کمبود خواب دارم میمیرم! حالا اینا هیچی درس نخوندم تا امتحانات هم که چیزی نمونده خدا به دادم برسه !!!!   

البته با تمام اینا امسال تا اینجاش عالی بوده چون خودم خواستم راست میگن "خواستن  توانستن است".

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 4:9 بعد از ظهر  توسط سارا | 

« هوش مصنوعی، دانش ساختن ماشین‌‌ ها یا برنامه‌های هوشمند است. »   همانگونه كه از تعریف فوق-كه توسط یكی از بنیانگذاران هوش مصنوعی ارائه شده است- برمی‌آید،حداقل به دو سؤال باید پاسخ داد:
1ـ هوشمندی چیست؟
2ـ برنامه‌های هوشمند، چه نوعی از برنامه‌ها هستند؟تعریف دیگری كه از هوش مصنوعی می‌توان ارائه داد به قرار زیر است:
   « هوش مصنوعی، شاخه‌ایست از علم كامپیوتر كه ملزومات محاسباتی اعمالی همچون ادراك (Perception)، استدلال(reasoning) و یادگیری(learning) را بررسی كرده و سیستمی جهت انجام چنین اعمالی ارائه می‌دهد.»و در نهایت تعریف سوم هوش مصنوعی از قرار زیر است:
   «هوش مصنوعی، مطالعه روش‌هایی است برای تبدیل كامپیوتر به ماشینی كه بتواند اعمال انجام شده توسط انسان را انجام دهد.»   به این ترتیب می‌توان دید كه دو تعریف آخر كاملاً دو چیز را در تعریف نخست واضح كرده‌اند.
1ـ منظور از موجود یا ماشین هوشمند چیزی است شبیه انسان.
2ـ ابزار یا ماشینی كه قرار است محمل هوشمندی باشد یا به انسان شبیه شود، كامپیوتر است.   هر دوی این نكات كماكان مبهم و قابل پرسشند. آیا تنها این نكته كه هوشمندترین موجودی كه می‌شناسیم، انسان است كافی است تا هوشمندی را به تمامی اعمال انسان نسبت دهیم؟ حداقل این نكته كاملاً واضح است كه بعضی جنبه‌های ادراك انسان همچون دیدن و شنیدن كاملاً ضعیف‌تر از موجودات دیگر است.   علاوه بر این، كامپیوترهای امروزی با روش‌هایی كاملاً مكانیكی(منطقی) توانسته‌اند در برخی جنبه‌های استدلال، فراتر از توانایی‌های انسان عمل كنند.   بدین ترتیب، آیا می‌توان در همین نقطه ادعا كرد كه هوش مصنوعی تنها نوعی دغدغه علمی یا كنجكاوی دانشمندانه است و قابلیت تعمق مهندسی ندارد؟(زیرا اگر مهندسی، یافتن روش‌های بهینه انجام امور باشد، به هیچ رو مشخص نیست كه انسان اعمال خویش را به گونه‌ای بهینه انجام می‌دهد). به این نكته نیز باز خواهیم گشت.   اما همین سؤال را می‌توان از سویی دیگر نیز مطرح ساخت، چگونه می‌توان یقین حاصل كرد كه كامپیوترهای امروزین،

بهترین ابزارهای پیاده‌سازی هوشمندی هستند؟

   رؤیای طراحان اولیه كامپیوتر از بابیج تا تورینگ، ساختن ماشینی بود كه قادر به حل تمامی  مسائل باشد، البته ماشینی كه در نهایت ساخته شد(كامپیوتر) به جز دسته ای خاص از مسائلقادر به حل تمامی مسائل بود. اما نكته در اینجاست كه این «تمامی مسائل» چیست؟ طبیعتاً چون طراحان اولیه كامپیوتر، منطق‌دانان و ریاضیدانان بودند، منظورشان تمامی مسائل منطقی یا محاسباتی بود. بدین ترتیب عجیب نیست، هنگامی كه فون‌نیومان سازنده اولین كامپیوتر، در حال طراحی این ماشین بود، كماكان اعتقاد داشت برای داشتن هوشمندی شبیه به انسان، كلید اصلی، منطق(از نوع به كار رفته در كامپیوتر) نیست، بلكه احتمالاً چیزی خواهد بود شبیه ترمودینامیك!

       به هرحال، كامپیوتر تا به حال به چنان درجه‌ای از پیشرفت رسیده و چنان سرمایه‌گذاری عظیمی برروی این ماشین انجام شده است كه به فرض این كه بهترین انتخاب نباشد هم، حداقل سهل‌الوصول‌ترین و ارزان‌ترین و عمومی‌ترین انتخاب برای پیاده‌سازی هوشمندیست.

   بنابراین ظاهراً به نظر می‌رسد به جای سرمایه‌گذاری برای ساخت ماشین‌های دیگر هوشمند، می‌توان از كامپیوترهای موجود برای پیاده‌سازی برنامه‌های هوشمند استفاده كرد و اگر چنین شود، باید گفت كه طبیعت هوشمندی ایجاد شده حداقل از لحاظ پیاده‌سازی، كاملاً با طبیعت هوشمندی انسانی متناسب خواهد بود، زیرا هوشمندی انسانی، نوعی هوشمندی بیولوژیك است كه با استفاده از مكانیسم‌های طبیعی ایجاد شده، و نه استفاده از عناصر و مدارهای منطقی.   در برابر تمامی استدلالات فوق می توان این نكته را مورد تاُمل و پرسش قرار داد كه هوشمندی طبیعی تا بدان جایی كه ما سراغ داریم، تنها برمحمل طبیعی و با استفاده از روش های طبیعت ایجاد شده است. طرفداران این دیدگاه تا بدانجا پیش رفته‌اند كه حتی ماده ایجاد كننده هوشمندی را مورد پرسش قرار داده اند، كامپیوتر از سیلیكون استفاده می كند، در حالی كه طبیعت همه جا از كربن سود برده است.   مهم تر از همه، این نكته است كه در كامپیوتر، یك واحد كاملاً پیچیده مسئولیت انجام كلیه اعمال هوشمندانه را بعهده دارد، در حالی كه طبیعت در سمت و سویی كاملاً مخالف حركت كرده است. تعداد بسیار زیادی از واحدهای كاملاً ساده (بعنوان مثال از نورون‌های شبكه عصبی) با عملكرد همزمان خود (موازی) رفتار هوشمند را سبب می شوند. بنابراین تقابل هوشمندی مصنوعی و هوشمندی طبیعی حداقل در حال حاضر تقابل پیچیدگی فوق العاده و سادگی فوق العاده است. این مساُله هم اكنون كاملاً به صورت یك جنجال(debate) علمی در جریان است.

   در هر حال حتی اگر بپذیریم كه كامپیوتر در نهایت ماشین هوشمند مورد نظر ما نیست، مجبوریم برای شبیه‌سازی هر روش یا ماشین دیگری از آن سود بجوییم.

تاریخ هوش مصنوعی

   هوش مصنوعی به خودی خود علمی است كاملاً جوان. در واقع بسیاری شروع هوش مصنوعی را 1950 می‌ دانند زمانی كه آلن تورینگ مقاله دوران‌ساز خود را در باب چگونگی ساخت ماشین هوشمند نوشت (آنچه بعدها به تست تورینگ مشهور شد) تورینگ درآن مقاله یك روش را برای تشخیص هوشمندی پیشنهاد می‌كرد. این روش بیشتر به یك بازی شبیه بود.

  فرض كنید شما در یك سمت یك دیوار (پرده یا هر مانع دیگر) هستید و به صورت تله تایپ باآن سوی دیوار ارتباط دارید و  شخصی از آن سوی دیوار از این طریق با شما در تماس است. طبیعتاً یك مكالمه بین شما و شخص آن سوی دیوار می‌تواند صورت پذیرد. حال اگر پس از پایان این مكالمه، به شما گفته شود كه آن سوی دیوار نه یك شخص بلكه (شما كاملاً از هویت شخص آن سوی دیوار بی‌خبرید) یك ماشین بوده كه پاسخ شما را می‌داده، آن ماشین یك ماشین هوشمند خواهد بود، در غیر این صورت(یعنی در صورتی كه شما در وسط مكالمه به مصنوعی بودن پاسخ پی ببرید) ماشین آن سوی دیوار هوشمند نیست و موفق به گذراندن تست تورینگ نشده است.   باید دقت كرد كه تورینگ به دو دلیل كاملاً مهم این نوع از ارتباط(ارتباط متنی به جای صوت) را انتخاب كرد. اول این كه موضوع ادراكی صوت را كاملاً از صورت مساُله حذف كند و این تست هوشمندی را درگیر مباحث مربوط به دریافت و پردازش صوت نكند و دوم این كه بر جهت دیگری هوش مصنوعی به سمت نوعی از پردازش زبان طبیعی تاكید كند.

   در هر حال هر چند تاكنون تلاش‌های متعددی در جهت پیاده سازی تست تورینگ صورت گرفته مانند برنامه Eliza و یا AIML   (زبانی برای نوشتن برنامه‌‌‌‌هایی كه قادر به chat كردن اتوماتیك باشند) اما هنوز هیچ ماشینی موفق به گذر از چنین تستی نشده است.

   همانگونه كه مشخص است، این تست نیز كماكان دو پیش فرض اساسی را در بردارد:
1ـ نمونه كامل هوشمندی انسان است.
2ـ مهمترین مشخصه هوشمندی توانایی پردازش و درك زبان طبیعی است.   درباره نكته اول به تفصیل تا بدین جا سخن گفته ایم؛ اما نكته دوم نیز به خودی خود باید مورد بررسی قرارگیرد. این كه توانایی درك زبان نشانه هوشمندی است تاریخی به قدمت تاریخ فلسفه دارد. از نخستین روزهایی كه به فلسفه(Epistemology) پرداخته شده زبان همیشه در جایگاه نخست فعالیت‌های شناختی قرار داشته است. از یونانیان باستان كه لوگوس را به عنوان زبان و حقیقت یكجا به كار می‌بردند تا فیلسوفان امروزین كه یا زبان را خانه وجود می‌دانند، یا آن را ریشه مسائل فلسفی می‌خوانند؛ زبان، همواره شاُن خود را به عنوان ممتازترین توانایی هوشمندترین موجودات حفظ كرده است.   با این ملاحظات می‌توان درك كرد كه چرا آلن تورینگ تنها گذر از این تست متظاهرانه زبانی را شرط دست‌یابی به هوشمندی می‌داند.   تست تورینگ اندكی كمتر از نیم‌قرن هوش مصنوعی را تحت تاُثیر قرار داد اما شاید تنها در اواخر قرن گذشته بود كه این مسئله بیش از هر زمان دیگری آشكار شد كه متخصصین هوش مصنوعی به جای حل این مسئله باشكوه ابتدا باید مسائل كم‌اهمیت‌تری همچون درك تصویر (بینایی ماشین) درك صوت و… را حل كنند.به این ترتیب با به محاق رفتن آن هدف اولیه، اینك گرایش‌های جدیدتری در هوش مصنوعی ایجاد شده‌اند.   در سال‌های آغازین AI تمركز كاملاً برروی توسعه سیستم‌هایی بود كه بتوانند فعالیت‌های هوشمندانه(البته به زعم آن روز) انسان را مدل كنند، و چون چنین فعالیت‌هایی را در زمینه‌های كاملاً خاصی مانند بازی‌های فكری، انجام فعالیت‌های تخصصی حرف‌های، درك زبان طبیعی، و…. می‌دانستند طبیعتاً به چنین زمینه‌هایی بیشتر پرداخته شد.

   در زمینه توسعه بازی‌ها، تا حدی به بازی شطرنج پرداخته شد كه غالباً عده‌ای هوش مصنوعی را با شطرنج همزمان به خاطر می‌آورند. مك‌كارتی كه پیشتر اشاره شد، از بنیان‌گذاران هوش مصنوعی است این روند را آنقدر اغراق‌آمیز می‌داند كه می‌گوید:
   «محدود كردن هوش مصنوعی به شطرنج مانند این است كه علم ژنتیك را از زمان داروین تا كنون تنها محدود به پرورش لوبیا كنیم.» به هر حال دستاورد تلاش مهندسین و دانشمندان در طی دهه‌های نخست را می‌توان توسعه تعداد بسیار زیادی سیستم‌های خبره در زمینه‌های مختلف مانند پزشكی عمومی، اورژانس، دندانپزشكی، تعمیرات ماشین،….. توسعه بازی‌های هوشمند، ایجاد مدل‌های شناختی ذهن انسان، توسعه سیستمهای یادگیری،…. دانست. دستاوردی كه به نظر می‌رسد برای علمی با كمتر از نیم قرن سابقه قابل قبول به نظر می‌رسد.

افقهای هوش مصنوعی   در 1943،Mcclutch (روانشناس، فیلسوف و شاعر) و Pitts (ریاضیدان) طی مقاله‌ای، دیده‌های آن روزگار درباره محاسبات، منطق و روانشناسی عصبی را تركیب كردند. ایده اصلی آن مقاله چگونگی انجام اعمال منطقی به وسیله اجزای ساده شبكه عصبی بود. اجزای بسیار ساده (نورون‌ها) این شبكه فقط از این طریق سیگنال های تحریك (exitory) و توقیف (inhibitory) با هم درتماس بودند. این همان چیزی بود كه بعدها دانشمندان كامپیوتر آن را مدارهای (And) و (OR) نامیدند و طراحی اولین كامپیوتر در 1947 توسط فون نیومان عمیقاً از آن الهام می‌گرفت.    امروز پس از گذشته نیم‌قرن از كار Mcclutch و Pitts شاید بتوان گفت كه این كار الهام بخش گرایشی كاملاً پویا و نوین در هوش مصنوعی است.   پیوندگرایی (Connectionism) هوشمندی را تنها حاصل كار موازی و هم‌زمان و در عین حال تعامل تعداد بسیار زیادی اجزای كاملاً ساده به هم مرتبط می‌داند.   شبكه‌های عصبی كه از مدل شبكه عصبی ذهن انسان الهام گرفته‌اند امروزه دارای كاربردهای كاملاً علمی و گسترده تكنولوژیك شده‌اند و كاربرد آن در زمینه‌های متنوعی مانند سیستم‌های كنترلی، رباتیك، تشخیص متون، پردازش تصویر،… مورد بررسی قرار گرفته است.

   علاوه بر این كار بر روی توسعه سیستم‌های هوشمند با الهام از طبیعت (هوشمندی‌های ـ غیر از هوشمندی انسان) اكنون از زمینه‌های كاملاً پرطرفدار در هوش مصنوعی است.    الگوریتم ژنیتك كه با استفاده از ایده تكامل داروینی و انتخاب طبیعی پیشنهاد شده روش بسیار خوبی برای یافتن پاسخ به مسائل بهینه سازیست. به همین ترتیب روش‌های دیگری نیز مانند استراتژی‌های تكاملی نیز (Evolutionary Algorithms) در این زمینه پیشنهاد شده اند.    دراین زمینه هر گوشه‌ای از سازو كار طبیعت كه پاسخ بهینه‌ای را برای مسائل یافته است مورد پژوهش قرار می‌گیرد. زمینه‌هایی چون سیستم امنیتی بدن انسان (Immun System) كه در آن بیشمار الگوی ویروس‌های مهاجم به صورتی هوشمندانه ذخیره می‌شوند و یا روش پیدا كردن كوتاه‌ترین راه به منابع غذا توسط مورچگان (Ant Colony) همگی بیانگر گوشه‌هایی از هوشمندی بیولوژیك هستند.   گرایش دیگر هوش مصنوعی بیشتر بر مدل سازی اعمال شناختی تاُكید دارد (مدل سازی نمادین یا سمبولیك) این گرایش چندان خود را به قابلیت تعمق بیولوژیك سیستم‌های ارائه شده مقید نمی‌كند.   CASE-BASED REASONING یكی از گرایش‌های فعال در این شاخه می‌باشد. بعنوان مثال روند استدلال توسط یك پزشك هنگام تشخیص یك بیماری كاملاً شبیه به CBR است به این ترتیب كه پزشك در ذهن خود تعداد بسیار زیادی از شواهد بیماری‌های شناخته شده را دارد و تنها باید مشاهدات خود را با نمونه‌های موجود در ذهن خویش تطبیق داده، شبیه‌ترین نمونه را به عنوان بیماری بیابد.   به این ترتیب مشخصات، نیازمندی‌ها و توانایی‌های CBR به عنوان یك چارچوب كلی پژوهش در هوش مصنوعی مورد توجه قرارگرفته است.

1- Jon Mccarthy
2-NP-Complete Problems

برگرفته از سایت www.srco.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط سارا | 
اومدم مطلب بذارم اما همه چیزایی که تو سرم بود پرید !؟!  اینقدر سرما شلوغ کردم که وقته آپ کردن هم ندارم اما یه روز میام تلافی میکنم مطمئن باشید دوستای گلم !
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 تیر1388ساعت 10:10 بعد از ظهر  توسط سارا |